مَا ذِئْبَانِ ضَارِیَانِ فِی غَنَمٍ قَدْ تَفَرَّقَ رِعَاؤُهَا بِأَضَرَّ فِی دِینِ الْمُسْلِمِ مِنَ الرِّئَاسَة 2
چنین ریاستى براى دیانت و اعتقادات مسلمانان زیان بارتر از آن است که دو گرگ گرسنه در میان گله گوسفندى بیفتند که چوپان نداشته باشد.
در واقع در این بیان پرمعنا و در عین حال ساده، امام مدیر را همچون چوپانى امانتدار براى حفظ منافع مردم به حساب مى آورد و هرگاه به جاى چوپان، گرگ هایى بر امور مردم مسلط گردند، فاجعه اى بزرگ در عرصه مدیریت پدید مى آید و زمینه زیان بار فرهنگى، اخلاقى و اقتصادى جامعه فراهم مى گردد. از نظر امام صادق (علیه السلام) حتى اراده و تفکر چنین مدیریتى هلاکت به شمار مى آید:
من اراد الرئاسة هلک 3
حضرت امام رضا (علیه السلام) تأکید نموده اند:
ولایفرض اللّه العباد طاعة من یعلم انّه یظلّمهم و یغویهم 4
خداوند بر بندگان خود پیروى کسى را واجب نمى کند که مى داند بر آن ها ستم کرده و گمراهشان مى نماید.
پس دستورات مدیرى که از مسیر شرع و دیانت، قانون و عدالت خارج گردیده قابل اطاعت و اجرایى کردن نمى باشد و بر نیروى انسانى که در اختیارش مى باشد فرض است که از پیرامون چنین مدیرى پراکنده شوند و مردم نیز نباید از توصیه ها، بخشنامه هاى باطل و بیهوده و ظالمانه اش متابعت کنند.
در کلام گهربار دیگرى امام هشتم چنین درّ افشانى کرده اند:
لم یخنک الامین ولکن ائتمنت الخائن 5
انسان امین به تو خیانت نکرده است بلکه تو به خائن اعتماد کرده اى.
بسیارى از عقب ماندگى ها و نارسایى ها از مدیریت هاى ظاهرساز اما خائن و نقشه هاى خائنانه آنان ریشه مى گیرد، تکیه بر چنین کارگزارانى فسادهاى مالى، کم فروشى، غصب اموال، احتکار، رباخوارى،بهره کشى و تضاد طبقاتى را بوجود مى آورد.
خائن هاى خادم نما بر حسب ظاهر طرح ها و نقشه هایى ارائه مى دهند که مى تواند در نظر افراد سطحى نگر سازنده جلوه کند و به صلاح جامعه شناخته شود اما با اجراى آن ها زیان بارى و عوارض سوء آن ها آشکار مى گردد.
بدین جهت مدیران دل سوز، متعهد و مؤمن و نیز برنامه ریزان متدین باید از نیّت هاى شوم مدیران خائن و وابسته پرده بردارند و با منطق استدلال، دلایل علمى و اصول فنى و تخصصى زیان کارشان را براى مردم روشن نمایند.
از شگردهاى این خائنان آن است که طرح ها و برنامه هاى مترقى و سازنده را با نیرنگ هایى خاص، از مسیر اصولى و درست خود منحرف مى کنند و در نتیجه آن طرح مفید را با شکست روبرو مى سازند، به عنوان نمونه اگر قانونى ارائه شود که بر اساس مفادّ آن، اقشار جامعه امنیت اقتصادى داشته باشند و احساس کنند که میدان براى تولید، کار، هنرمندى و فعالیت هاى صنعتى باز است و مى توانند به کارهاى سازنده روى آورند و جامعه را از محرومیت برهانند، این کارگزاران خائن وارد میدان مى گردند و مفهوم و موضوع کاربردى آن قانون سازنده و حیاتى را منحرف مى کنند و آن را به نفع زالوهاى اجتماعى و سرمایه داران وابسته تفسیر مى کنند، همچنین اگر طرحى براى محدودیت نقشه هاى محتکران، گران فروشان و رباخواران تدوین و ارائه گردد تا جامعه به سوى امنیت اجتماعى و اقتصادى سوق یابد، در مفهوم و مسیر اجرایى آن انحراف ایجاد مى کنند و در نتیجه مأموران به جاى آن که به سراغ این آفت ها و غده هاى سرطانى بروند در صدد محدود کردن سرمایه هاى مفید و سازنده هستند و تولید کنندگان اصلى و نیروهاى کارآمد و مفید را دچار مشکل مى کنند و درست بر عکس، حاصلى شوم و نگران کننده بوجود مى آورند و در نتیجه بخش هاى اقتصادى خیراندیش و متعهد به حقوق جامعه و طبقات مصرف کننده و مقررات دولت را به ورشکستگى مى کشانند بخش هاى قدرتمند و سرمایه هاى کلانى را که بذر فساد و خلاف مى افشاند بى رقیب مى سازند که جز به غارت امکانات فکرى، فرهنگى و مادى مردم به چیزى نمى اندیشند.
و تاره وقتى قوانین قضایى به سراغ آنان مى آید و قاضى مى خواهد آنان را به این جرم سنگین محاکمه کند مى گویند ما قصد اصلاح داشته ایم، قرآن چه نیکو فرموده است:
واذا قیل لهم لاتفسدوا فى الارض قالو انّما نحن مصلحون 6
وقتى به ایشان گفته مى شود در زمین فساد و تباهى نکنید (در جواب) مى گویند ما اهل صلاح هستیم.
لذا حضرت رضا (علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند:
لیس منا من غش مسلما و لیس منا من خان مسلما 7
از ما نیست هر کس که در کار مسلمانى غش به کار برد یا به او زیان رساند و یا با او به نیرنگ رفتار کند.
که این سه آفت که در کلام حضرت به آن اشاره شده است در یک مدیر خائن دیده مى شود.
پاورقی ها:
1ـ تحف العقول صفحه 446 ؛ بحارالانوار جلد 75 صفحه 339
2ـ اصول کافی جلد 2 صفحه 297 ؛ وسائل الشیعه جلد 15 صفحه 350
3ـ اصول کافی جلد 2 صفحه 299
4ـ تحف العقول صفحه 421 ؛ الحیاة جلد 6 صفحه 535 ؛ بحارالانوار جلد 10 صفحه 365
5ـ وسائل الشیعه جلد 19 صفحه 88 ؛ التهذیب جلد 7 صفحه 232 ؛ تحف العقول صفحه 442 ؛ بحارالانوار جلد 75 صفحه 335
6ـ سوره بقره (2) آیه 11
7ـ عیون اخبار الرضا (علیه السلام) جلد 2 صفحه 50 ؛ مسند الامام الرضا (علیه السلام) جلد 1 صفحه 298 ؛ امالی شیخ صدوق صفحه 270

